جستجو در مقالات منتشر شده


۱۷ نتیجه برای حیدری

لیلا شبانی، سمانه باقری، معصومه احمدی خویی، پریسا حیدری زاده، محمد علی ابراهیمی،
جلد ۲، شماره ۴ - ( ۶-۱۳۹۲ )
چکیده

چکیده تاثیر قارچ‌های آربسکولار میکوریز Glomus mosseae و Glomus etunicatum بر کلونیزاسیون ریشه، رشد و جذب مواد غذایی در شش ژنوتیپ از نعناع سبز در شرایط گلخانه‌ای بررسی گردید. افزایش وزن تر و خشک اندام هوایی، محتوای کلروفیل (a، b، کل و کاروتنوئید)، فسفر، منگنز و روی در ریشه و اندام هوایی و میزان کربوهیدرات اندام هوایی در گیاهچه‌های تلقیح شده در مقایسه با نمونه‌های شاهد مشاهده گردیدند. نتایج این تحقیق نشان داد که گیاهچه‌های نعناع تلقیح شده با هر یک از دو گونه قارچ گلوموس بیوماس بیشتری در مقایسه با گیاهچه‌های غیر میکوریزی تولید کرده‌اند و پاسخ‌ها به نوع ژنوتیپ نعناع بستگی داشته است. همچنین، نتایج نشان دادند که تلقیح با قارچ G. etunicatum تأثیر بیشتری در مقایسه با قارچ G. mosseae بر بیوماس ژنوتیپ‌های نعناع داشته است.
پریسا کوباز، فائزه قناتی، دکتر قاسم حسینی سالکده، منظر حیدری، دکتر فواد مرادی، رئوفه آل بویه،
جلد ۳، شماره ۷ - ( جلد ۳ شماره ۷ ۱۳۹۳ )
چکیده

پژوهش حاضربه منظور تعیین بنیادی بودن، مکانیسم و میزان تحمل به تنش خشکی در گیاهچههای ژنوتیپهای مختلف گندم انجام شد. در آزمایش اول٬ نحوه تاثیرگذاری تنش خشکی ایجاد شده با استفاده از پلی اتیلن گلیکول و مانیتول در غلظتهای مختلف مورد بررسی قرار گرفت و سپس به دلیل اعمال تنش خشکی ملایم توسط این محلولها، در بقیه آزمایشها از روش قطع آبیاری کامل استفاده گردید. نتایج آزمون تعیین تحمل گیاهچهها در سنین مختلف(۳،۴ و۷ روزه) نشان داد که چهار روزگی آستانه تحمل گیاهچه های گندم به تنش خشکی شدید می باشد و تمامی ژنوتیپها می توانند بیشتر از سه هفته تنش را به خوبی تحمل نموده و احیا شوند.بر اساس نتایج٬ ژنوتیپ مرودشت به عنوان یک ژنوتیپ ایرانی دارای تحمل بنیادی به تنش خشکی انتخاب شده و نتایج حاصل از اعمال تنش در زمانهای مختلف در آزمایش بعدی (۳۰-۱۰ روز) نشان داد که حتی طولانی ترین دوره تنش به خوبی توسط گیاهچه تحمل شده و مراحل رشد به خوبی ادامه دارد. این تحقیق همچنین افزایش میزان قندها در شرایط تنش و کاهش آنها در زمان آبیاری مجدد را نشان داد. استفاده از محیطهای مختلف (دارای محلول غذایی یا آب مقطر، با یا بدون بذر) در شرایط تنش خشکی نقش بذر در القای تحمل را نشان داد و بر لزوم اتصال گیاهچه به بذر برای بروز تحمل به خشکی تاکید کرد.
پریسا حیدری زاده، مرتضی زاهدی، محمدرضا سبزعلیان،
جلد ۳، شماره ۸ - ( جلد ۳، شماره ۸ تابستان ۱۳۹۳ )
چکیده

با نو‌آوری تولید لامپ‌های LED (Light Emitting Diode) فرصت تازه‌ای برای تولید گیاهان دارویی، باغی و زینتی در محیط های کنترل شده و همچنین مطالعه تاثیر فیزیولوژیکی طول موج‌های نوری بر گیاهان فراهم شده است. در این آزمایش سه کلون‌ نعناع فلفلی (اصفهان، طبس و قزوین) به صورت گلدانی در ۵ انکوباتور حاوی لامپ‌های LED با طیف نوری قرمز (۱۰۰ درصد) ، آبی (۱۰۰ درصد)، ترکیب قرمز (۷۰ درصد) و آبی (۳۰ درصد)، سفید (۱۰۰ درصد) و لامپ فلورسنت با شدت نوری ۳۰۰ میکرومول فوتون بر متر مربع بر ثانیه مورد بررسی قرار گرفتند. دو ماه پس از کشت، وزن گیاه، درصد اسانس و میزان فعالیت آنزیم‌های آنتی اکسیدان کاتالاز، گلوتاتیون ردوکتاز، آسکوربات پراکسیداز و سوپراکسید دیسموتاز ارزیابی شدند. بالاترین وزن تر گیاه در ترکیب نور قرمز و آبی برای کلون اصفهان بدست آمد. تحت تاثیر نور قرمز، درصد اسانس در کلون اصفهان بیش از ۴ برابر شرایط مزرعه بود. نورآبی، فعالیت آنزیم‌های کاتالاز، گلوتاتیون ردوکتاز و آسکوربات پراکسیداز را در گیاه نعناع به طور معنی داری نسبت به سایر محیط‌های رشد افزایش داد، هرچند از نظر افزایش میزان آنزیم سوپراکسید دیسموتاز، تاثیر نور آبی بعد از نور فلورسنت قرار داشت. به نظر می‌رسد که نورهای LED بتوانند با تحریک رشد و القاء تولید و تجمع متابولیت‌های ثانویه در گیاه به طور همزمان تولید و کیفیت گیاه را در محیط‌های کنترل شده در مقایسه با شرایط طبیعی مزرعه افزایش دهند.
سمیه بهادری، بهروز اسماعیل پور، مختار حیدری، سرور خرم دل، پریسا شیخ زاده، نصیبه توکلی حور، علیرضا قنبری،
جلد ۵، شماره ۱۷ - ( جلد ۵، شماره ۱۷، پاییز ۱۳۹۵ ۱۳۹۵ )
چکیده

آزمایش حاضر به منظور بررسی اثر اسپرمین، اسپرمیدین و سالیسیلیک‌اسید بر افزایش مقاومت گیاهچه‌های بامیه به تنش دمای پایین انجام شد. تیمارهای آزمایش شامل پیش‌تیمار بذور با آب مقطر، سالیسیلیک‌اسید (۱/۰ میلی مولار)، ۵/۰ میلی‌مولار اسپرمین (۵/۰ میلی مولار) و اسپرمیدین (۵/۰ میلی مولار) بود. گیاهچه ها درمرحله شش برگی در شرایط تنش دمای پایین (دمای ۸ درجه‌سانتی‌گراد به مدت ۲۷۰ دقیقه در چهار روز متوالی) قرار گرفتند. پس از اعمال تنش سرما رنگیزه‌های فتوسنتزی، کربوهیدرات کل، پرولین، ثبات غشا، مقدار پروتئین کل، فعالیت آنزیم‌های کاتالاز، پلی‌فنل‌اکسیداز و پراکسیداز اندازه‌گیری شد. نتایج نشان دادند پیش‌تیمار بذر با سالیسیلیک‌اسید و پلی‌آمین‌ها به طور معنی داری موجب افزایش میزان کربوهیدرات‌های محلول، پرولین و فعالیت آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانی به ویژه کاتالاز باعث حفظ ساختار و یکپارچگی غشا شد و خسارت به غشا کاهش یافت و بیشترین تاثیر پیش‌تیمار در مرحله گیاهچه تحت تنش دمای پایین از غلظت ۱/۰ میلی‌مولار سالیسیلیک‌اسید حاصل شد.


سمیه عقلمند، بهروز اسماعیل پور، پریسا جلیل وند، حمید رضا حیدری، نصیبه توکلی حسنکلو،
جلد ۶، شماره ۱۹ - ( جلد ۶، شماره۱۹، بهار ۱۳۹۶ ۱۳۹۶ )
چکیده

تنش خشکی یک عامل محدود کننده تولید، در کشاورزی می باشد. برای به حداقل رساندن اثرات این تنش، ترکیبات مختلفی مورد آزمایش قرار گرفته اند. در این پژوهش به منظور بررسی تأثیر تنظیم کننده‌های رشد اسید سالیسیلیک و پاکلوبوترازول بر رشد و فیزیولوژی ریحان (Ocimum basilicum L.) در شرایط تنش کم آبی یک آزمایش گلدانی به صورت فاکتوریل در قالب طرح کاملاً تصادفی در چهار تکرار انجام پذیرفت. فاکتورهای آزمایشی شامل سه تیمار کم آبیاری ۱۰۰، ۶۰ و ۳۰ درصد رطوبت ظرفیت مزرعه، محلول‌پاشی با اسید سالیسیلیک و پاکلوبوترازول در دو غلظت ۱۰۰ و ۲۰۰ پی‌پی‌ام در دو مرحله با فواصل زمانی دو هفته‌ای و محلول‌پاشی گیاهان شاهد با آب مقطر بود. نتایج نشان داد که تنش خشکی سبب کاهش تعداد برگ، وزن خشک برگ، سطح برگ، ارتفاع بوته، مقدار نسبی آب برگ، محتوای کلروفیل، هدایت روزنه ای و افزایش میزان پرولین در بافت برگ شده است. همچنین برهمکنش تنش خشکی و محلول پاشی تنها بر صفات مقدار نسبی آب بافت، ارتفاع بوته و سطح برگ معنی دار شد و بر سایر صفات معنی دار نبود. نتایج نشان داد غلظت ۲۰۰ پی پی ام سالیسیلیک اسید در سطح خشکی ۶۰ درصد طرفیت مزرعه، بیشترین تاثیر را بر جلوگیری از کاهش سطح برگ، ارتفاع گیاهچه و RWC داشته است. همچنین به طور کلی محلول پاشی اسید سالیسیلیک ، نتایج بهتری نسبت به پاکلوبوترازول در کاهش آثار ناشی از تنش خشکی نشان داد


نگار حیدریان، طاهر برزگر، زهرا قهرمانی، جعفر نیکبخت،
جلد ۷، شماره ۲۶ - ( جلد ۷ شماره ۲۵ ۱۳۹۷ )
چکیده

به منظور بررسی اثر تنش کم‌آبی بر عملکرد و ویژگی‌های فیزیولوژیکی برخی از توده‌های خربزه ایرانی، آزمایشی به صورت کرت‌‌های خرد شده در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی در سه تکرار در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه زنجان در سال ۱۳۹۴ اجرا گردید. تیمار‌های آزمایشی شامل هفت توده خربزه (قلم‌قاش، روشی، زرکه، قبادلو، ریش‌بابا، گرکه، کالیار) و سه سطح آبیاری (۴۰، ۷۰ و ۱۰۰ درصد نیاز آبی گیاه) بود. در این آزمایش فعالیت آنزیم‌های آنتی‌اکسیدانی، هدایت روزنه­ای، محتوای پرولین، محتوای نسبی آب برگ، شاخص پایداری غشاء سلولی، پراکسید هیدروژن و مالون دی­آلدئید اندازه‌گیری شدند .نتایج نشان داد که تنش کم‌آبی باعث کاهش شاخص پایداری غشاء سلولی، محتوای نسبی آب برگ، هدایت روزنه­ای و عملکرد در همه توده‌ها گردید. بیش‌ترین محتوای پرولین در توده گرکه، بالاترین فعالیت آنزیم‏های کاتالاز و پراکسیداز به ترتیب در توده‌های زرکه و قبادلو در شرایط کم‌آبیاری ۴۰ درصد مشاهده شد. مقدار پراکسید هیدروژن و مالون دی­آلدئید در شرایط تنش کم‌آبی به‌طور معنی‌داری در مقایسه با شاهد افزایش یافت. اثر متقابل تنش کم‌آبی بر فعالیت آنزیم‌های کاتالاز و پراکسیداز، محتوای پرولین، پراکسید هیدروژن و عملکرد معنی‌دار بود. با توجه به نتایج، بیش‌ترین و کم‌ترین درصد کاهش عملکرد به ترتیب در توده زرکه (۱۷/۶۵ درصد) و ریش‌بابا (۱۶/۴۱ درصد) در آبیاری ۴۰ درصد نسبت به آبیاری معمولی مشاهده شد که به ترتیب حساس‌ترین و متحمل‌ترین توده از لحاظ این صفت به تنش کم‌آبی بودند.


سمیه ناصری، مختار حیدری، سیروس جعفری، محمد حسین دانشور،
جلد ۷، شماره ۲۷ - ( جلد ۷ شماره ۲۷ ۱۳۹۷ )
چکیده

در آزمایش حاضر، پاسخ دانهال‌های پسته (Pistacia vera L.) بادامی زرند به شوری بر اساس فعالیت آنزیم نیترات ردوکتاز، برخی شاخص های بیوشیمیایی و تجمع یون ها ارزیابی شد. تیمارهای شوری (۰، ۷۵ و ۱۵۰ میلی مولار کلریدسدیم) و نیترات پتاسیم (۰، ۱۰و ۱۵ میلی مولار) اعمال شده و نمونه برداری پس از ۱۰۰روز انجام شد. نتایج نشان دادند در غلظت ۷۵ میلی مولار کلریدسدیم و ۱۰ میلی مولار نیترات پتاسیم، بیشترین فعالیت نیترات ردوکتاز برگ بود و کمترین فعالیت آنزیم نیترات ردوکتاز در تیمار کلرید سدیم ۱۵۰ میلی مولار و ۱۰ میلی مولار نیترات پتاسیم و یا ۱۵۰ میلی مولار کلریدسدیم وجود داشت. در گیاهان تحت تنش شوری که با نیترات پتاسیم در غلظت های ۱۰ یا ۱۵ میلی مولار تیمار شده بودند، میزان نیترات برگ بیشتر از گیاهان تیمار نشده با نیترات پتاسیم بود. کاربرد نیترات پتاسیم به طور معنی داری نیترات ریشه را در گیاهان تحت تنش شوری افزایش داد. تیمار کلرید سدیم،  اسید آمینه کل در برگ را کاهش داد ولی در گیاهان تیمار شده با ۷۵ میلی مولار کلرید سدیم بدون کاربرد نیترات پتاسیم این کاهش وجود نداشت. در هر تیمار شوری، کاربرد ۱۰ یا ۱۵ میلی مولار نیترات پتاسیم موجب کاهش اسیدآمینه کل در ریشه دانهال های پسته شد. میزان یون های سدیم، پتاسیم و کلر به طور معنی داری توسط تیمارهای کلریدسدیم و یا نیترات پتاسیم قرار گرفت. نتایج نشان داد دریافت و اسیمیلاسیون نیترات در برگ و ریشه دانهال های پسته به طور معنی داری توسط کاربرد مداوم پتاسیم نیترات تغییر یافت.


نفیسه مهدی نژاد، حدیث موسوی، براتعلی فاخری، فروزان حیدری،
جلد ۸، شماره ۲۹ - ( جلد ۸ شماره ۲۹ ۱۳۹۸ )
چکیده

این پژوهش به منظور بررسی تاثیر اسپری نانو کلات آهن ، نانو ذرات نقره سنتز شیمیایی و نانو ذرات نقره سنتز سبز در شرایط تنش کم آبی بر روی گیاه بابونه کبیر انجام شد. آزمایش در قالب طرح فاکتوریل کاملا تصادفی با سه تکرار در گلخانه دانشکده کشاورزی دانشگاه زابل اجرا شد. تیمارها شامل فاکتوراول یعنی تنش کم آبی در دو سطح (عدم تنش و تنش ملایم یعنی پنجاه درصد ظرفیت زراعی) و فاکتور دوم شامل نانو ذرات در سه سطح نانو کلات آهن، نانو ذرات نقره سنتز شیمیایی و سنتز سبز با غلظت ۳۰ پی­پی­ام  و  یک سطح عدم نانو یا شاهد (آب مقطر) بود. در این آزمایش صفات پرولین، فلاونوئید ، کربوهیدرات های محلول در ساقه ،کلروفیل a، کلروفیلb ، کلروفیل کل ، کارتنوئید و میزان ماده موثره پارتنولید توسط دستگاه کروماتوگرافی مایع با کارایی بالا اندازه گیری شدند. نتایج تجزیه واریانس نشان داد که تاثیر تنش کم آبی بر تمام خصوصیات مورد مطالعه در سطح یک درصد معنی دار است. همچنین تغذیه برگی نانو ذرات بر میزان صفات مورد بررسی تاثیر معنی دار و مثبت داشت. اثر برهمکنش تنش کم آبی و نانو ذرات بر روی صفات مورد بررسی از لحاظ آماری معنی دار شد. به طور کلی میتوان اظهار داشت محلول پاشی نانو نقره سنتز سبز در شرایط تنش کم آبی برصفات رنگیزه های فتوسنتزی، میزان قندهای محلول، پرولین ، فلاونوییدها و پارتنولید متغیر بوده است اما باعث افزایش بیشترین عملکرد اقتصادی گیاه بابونه کبیر (مقدار پارتنولید ) شده است.


حمیرا جمالپور بیرگانی، سید عبدالله افتخاری، مختار حیدری،
جلد ۸، شماره ۳۲ - ( جلد ۸، شماره ۳۲، ۱۳۹۸ ۱۳۹۸ )
چکیده

توده­های مختلف اسفناج از مناطق معتدله تا نواحی نیمه گرمسیری ایران کشت می­شوند ولی میزان آهن در بخش­های مختلف برگ توده­های اسفناج ایرانی بررسی نگردیده است. این آزمایش با هدف ارزیابی اثر سطح مختلف آهن (۳، ۶، ۹، ۱۲ و ۱۵ میلی­گرم در لیتر از منبعFe- EDTA ) بر میزان آهن پهنک و دمبرگ، شاخص سبزینگی (SPAD)، فنل کل، اسیدآمینه کل و کربوهیدرات­های محلول در برگ­های سه توده اسفناج بومی ایران (همدان، شیروان و ورامین ۸۸) مورد ارزیابی قرار گرفت. گیاهان اسفناج در بستر کوکوپیت+پرلایت (نسبت۱:۴) رشد یافته و با محلول غذایی کوپر (Copper) تغذیه شدند. نتایج نشان داد میزان آهن در دمبرگ، پهنک و کل برگ به طور معنی­داری توسط غلظت آهن محلول غذایی تحت تاثیر قرار گرفت. میزان آهن در دمبرگ توده شیروان به طور معنی­داری بیشتر از آهن دمبرگ در توده­های ورامین ۸۸ و همدان بود. میزان کل اسیدهای آمینه، فنل کل، پنتورها، هگزوزها و کل کربوهیدرات­های محلول در برگ به طور معنی­داری در تیمارهای کمبود آهن کاهش یافت. با توجه به میزان آهن در دمبرگ و پهنک و خصوصیات بیوشیمیایی، مشخص شد کیفیت اسفناج به طور معنی­داری تحت تاثیر تیمارهای آهن قرار گرفت.


کبری عزیزی، حمیدرضا ناجی، حمید حسنیان خوشرو، مهدی حیدری،
جلد ۹، شماره ۳۵ - ( جلد ۹ شماره ۳۵- فروردین و اردیبهشت ۱۳۹۹ )
چکیده

 فهم تغییر در ویژگی‌های برگ متأثر از تغییرات اقلیم و ارتفاع استراتژی سازگاری گیاهان را تبیین می‌کند. این تغییرات پاسخ آنها به تغییر در آینده را پیش بینی خواهد کرد. گونه بلوط ایرانی از پراکنش زیاد در جنگلهای زاگرس برخوردار می‌باشد. هدف از انجام این تحقیق، مطالعه تغییر در ویژگی‌های فیزیولوژی برگ درخت بلوط ایرانی متأثر از تغییرات اندک در ارتفاع از سطح دریا و فصول رویش بهار و پاییز در منطقه گچان استان ایلام می‌باشد. برای این منظور، صفات فیزیولوژی برگ در سه جمعیت بلوط ایرانی در دامنه ارتفاعی نزدیک به هم ۱۶۴۰متر، ۱۸۲۱ متر، و ۱۹۰۰ متر از سطح دریا در طول یک شیب ارتفاعی یکسان بررسی شدند. در هر توده، پنج پایه دانه زاد با قطر و ویژگی‌های تقریبا یکسان انتخاب شدند. از قسمت بیرونی و میانه تاج هر پایه برگ‌ها جمع آوری گردید. برگ‌ها با هم آمیخته و سپس به طور تصادفی ۲۰ برگ جدا و از نظر خصوصیات فیزیولوژی مورد بررسی قرار گرفتند. بر طبق نتایج، بیشترین میزان صفات نشت الکترولیت، کلروفیل a و کلروفیل T به ترتیب با۸۱/۳۱%، ۵۷/۱۵ (Mg/g FW) و ۷۲/۲۰  (Mg/g FW) در فصل پاییز و طبقه ارتفاعی پایین، بیشترین میزان صفات رطوبت نسبی و آنزیم پراکسیداز به ترتیب با ۱۵/۳۰% ، ۱۷/۰ (۱-FW ۱-g ۱-min ۱-μmol) در فصل بهار و طبقه ارتفاعی پایین، بیشترین میزان صفات pH، کربوهیدرات و آنزیم کاتالاز به ترتیب با ۱۲/۵، ۰۹/۰ (μg/g FW)، ۷۰/۰ (FW ۱-g ۱-min ۱ -μmol) در فصل پاییز و طبقه ارتفاعی بالا و بیشترین میزان صفت پرولین با ۳۴/۰ (μmol/gFW) در فصل بهار و در طبقه ارتفاعی میانه مشاهده شد. به طور کلی، نتایج این تحقیق نشان می‌دهد که خصوصیات فیزیولوژیکی برگ بلوط ایرانی متاثر از شرایط محیطی، با تغییرات اندک در ارتفاع از سطح دریا و همچنین تغییرات فصول تغییر می‌کند.
 
محدثه امیری، سید حسن زالی، مهدی طیبی، قدرت اله حیدری، جمشید فرمانی،
جلد ۹، شماره ۳۵ - ( جلد ۹ شماره ۳۵- فروردین و اردیبهشت ۱۳۹۹ )
چکیده

در این مطالعه درصد روغن و ترکیب اسید چرب بذور ماریتیغال در رویشگاه­­های غرب مازندران در ارتفاعات و خصوصیات فیزیکوشیمیایی خاک بررسی شد. پس از شناسایی توده­های ماریتیغال در طبقات ارتفاعی، بذور در هر رویشگاه در طول نوار ۱۰۰ متری به فواصل ۳۰ متر از سه نقطه بصورت تصادفی-سیستماتیک نمونه­ برداری شدند. جهت بررسی خصوصیات خاک و ارتباط­ شان با کمّیت و کیفیت اسیدهای چرب و روغن، در هر سایت سه پلات انداخته شد و به تعداد نمونه ­های گیاهی، ۱۸ نمونه خاک از عمق ۳۰ سانتیمتری و اطراف ریشه گیاه برداشت شد. برای تعیین محتوای روغن از حلال هگزان و دستگاه سوکسله، شناسایی اسیدهای چرب از دستگاه GC/MS و استخراج سیلیمارین از متانول و حمام التراسونیک استفاده شد. طبق نتایج، بر خلاف سیلیمارین، رویشگاه اثر معنی ­داری بر درصد روغن نداشت، بیشترین روغن و سیلیمارین نیز به ترتیب از مناطق جلگه ­ای و کوهستانی بدست آمدند. با توجه به تأثیر معنی ­دار رویشگاه بر کیفیت روغن، از بین ترکیبات روغن، اسید اولئیک و از خصوصیات خاک، مواد آلی و کربنات ­کلسیم پاسخ معکوس معنی­ داری به رویشگاه نشان دادند. شن، پتاسیم، فسفر و نیتروژن با درصد روغن رابطه منفی معنی­ داری داشتند. ارتفاع با اسید مارگاریک و اسید لینولئیک رابطه مثبت اما با اسید اولئیک رابطه منفی داشت. میزان شن و عناصر فسفر و نیتروژن خاک با اسید پالمیتیک ارتباط مثبت داشتند. از آنجایی­که بارزترین اسیدهای چرب بذر، اسیدهای اولئیک و لینولئیک بودند، روغن ماریتیغال از روغن­ های اولئیک-لینولئیک با کیفیت تغذیه ­ای بالا می­ باشد، لذا کشت آن گزینه ­ای جهت تولید روغن خوراکی و کاهش وابستگی به سایر کشورها می­ باشد.
 

سیدعبدالله افتخاری، نسیم طهماسبی، مختار حیدری،
جلد ۹، شماره ۳۶ - ( جلد ۹ شماره ۳۶- خرداد و تیر ۱۳۹۹ )
چکیده

آزمایش حاضر به منظور بررسی اثر مولیبدات آمونیوم بر برخی شاخص‌های بیوشیمیایی گیاه باقلا در شرایط آب و هوایی اهواز (خوزستان، جنوب غربی ایران) انجام شد. آزمایش در شرایط مزرعه و با اعمال تیمارهای زیر انجام شد: شاهد(بدون کاربرد مولیبدن)، کاربرد خاکی ۵/۱ و ۳ کیلوگرم مولیبدات آمونیوم در هکتار،  محلول پاشی ۱۰ و ۲۰ میلی گرم در لیتر مولیبدات آمونیوم، ترکیب کاربرد خاکی ۵/۱ کیلوگرم مولیبدات آمونیوم در هکتار +محلول‌پاشی برگی ۲۰ میلی‌گرم در لیتر مولیبدات آمونیوم و ترکیب کاربرد خاکی ۳ کیلوگرم مولیبدات آمونیوم در هکتار+محلول‌پاشی برگی۱۰ میلی‌گرم در لیتر مولیبدات آمونیوم.  نتایج نشان دادند غلظت مولیبدن بذر در تمام تیمارهای مولیبدن افزایش معنی داری نسبت به تیمار شاهد داشت و بیشترین مولیبدن بذر در تیمار کاربرد خاکی ۳ کیلوگرم مولیبدات آمونیوم در هکتار+محلول‌پاشی برگی۱۰ میلی‌گرم در لیتر مولیبدات آمونیوم بود.کاربرد مولیبدن به طور معنی داری میزان نیترات بذر و پوسته غلاف باقلا را کاهش داد. کمترین مقدار نیتریت بذر در تیمار محلول پاشی برگی ۲۰ میلی‌گرم در لیتر مولیبدات آمونیوم بود. کمترین نیتریت بذر در تیمار محلول پاشی برگی ۲۰ میلی گرم در لیتر مولیبدات آمونیم بود.کاربرد ۳ کیلوگرم در هکتار مولیبدات آمونیمبه طور معنی داری کربوهیدرات های محلول برگ (پنتوزها، هگزوزها و گلوکز)و پروتئین بذر را افزایش داد. هم چنین بیشترین میزان فنل کل بذر در گیاهان تیمارشده با مقادیر ۵/۱ و ۳ کیلوگرم در هکتار مولیبدات آمونیم بود. نتایج نشان داد هر دو روش کاربرد خاکی و محلول پاشی برگی مولیبدن موجب تغییر ترکیبات بیوشیمیایی بذر و غلاف باقلا شد.
سعید معیری، مهدی برادران فیروزآبادی، منوچهر قلی پور، مصطفی حیدری،
جلد ۱۱، شماره ۴۷ - ( جلد ۱۱، شماره ۴۷- فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۱ )
چکیده

پیری بذر پدیده­ای است که هر ساله تلفات اقتصادی فراوانی را به­بار می­آورد که استفاده از روش­های نوین و کارآمد برای مقابله با آن ضروری است. ویتامین­های گروه ب نقش دفاعی و آنتی­اکسیدانی دارند و در رشد­و­نمو مؤثر هستند، لذا احتمال دارد که بتوانند آثار پیری بذر را التیام بخشند. به همین منظور آزمایشی مزرعه‌ای جهت بررسی تأثیر پیش­تیمار بذر با ویتامین­های گروه ب  بر رشد و عملکرد کلزا در شرایط فرسودگی بذر در دانشگاه صنعتی شاهرود در اسفند ماه ۱۳۹۶ اجرا شد. آزمایش به­صورت فاکتوریل بر پایه طرح بلوک­های کاملاً تصادفی با سه تکرار بود. تیمارهای آزمایش شامل سه سطح فرسودگی بذر صفر، ۵۰ و ۱۰۰ ساعت و ۷ سطح پیش­تیمار بذر با ویتامین­های گروه ب (بدون پیش­تیمار، آب مقطر، تیامین، ریبوفلاوین، نیاسین، اسید پانتوتنیک و پیریدوکسین) با غلظت ۱۰۰ میلی­گرم بر لیتر بود. فرسودگی بذر در دمای ۴۰ درجه سلسیوس و پیش­تیمار بذور به­مدت ۸ ساعت انجام شد. نتایج نشان داد که با اعمال تیمار فرسودگی کلیه صفات مورد اندازه­گیری کاهش و تنها میزان آنتوسیانین افزایش یافت. در شرایط فرسودگی شدید، پیش­تیمار بذر با آب­مقطر و پیریدوکسین به­ترتیب سبب افزایش صفت عملکرد پروتئین و روغن شدند. پیش­تیمار اسید پانتوتنیک نیز در این شرایط سبب افزایش مقدار آنتوسیانین، کلروفیل کل و عملکرد دانه شد، به­طوریکه عملکرد دانه در این تیمار نسبت به گیاهان رشد­یافته از بذور بدون پیش­تیمار افزایش ۱۴۳ درصدی داشت. به­طور­کلی در بین تیمارهای مورد بررسی پیش­تیمار بذور با ویتامین­های اسید پانتوتنیک و تیامین سبب بهبود و افزایش مقدار بسیاری از صفات از قبیل عملکرد و میزان روغن و پروتئین دانه گردید. برتری این تیمارها در بذور نرمال کاملاً مشهود بود ولی در بذور فرسوده اختلاف معنی­داری با آب­مقطر نداشتند. لذا نتایج نشان داد که در بذور فرسوده می­توان با هزینه کمتر و استفاده از آب­مقطر نتیجه مشابهی بدست آورد.

صفیه عرب، مهدی برادران فیروزآبادی، احمد غلامی، مصطفی حیدری،
جلد ۱۲، شماره ۵۶ - ( جلد ۱۲، شماره ۵۶، مهر و آبان ۱۴۰۲ )
چکیده

این آزمایش به منظور بررسی اثر کود جلبک دریایی بر بهبود صفات فیزیولوژیکی سویا در مزرعه تحقیقاتی دانشکده کشاورزی دانشگاه صنعتی شاهرود طی دو سال زراعی ۹۸-۱۳۹۷ و ۹۹-۱۳۹۸ انجام شد. آزمایش به­صورت فاکتوریل در قالب طرح بلوک­های کاملاً تصادفی در سه تکرار اجرا شد. تیمارهای آزمایش شامل پیری تسریع­شده در دو سطح (بذور شاهد و فرسوده) و کود جلبک در سه سطح (شاهد: بدون اعمال تیمار، پیش­تیمار بذری و محلول­پاشی برگی با غلظت ۳/۰ درصد کود جلبک) بودند. نتایج نشان داد که پیری تسریع­شده در سال اول و دوم آزمایش موجب کاهش ۱۱/۱۵ و ۳۳/۱۳ درصدی میزان کلروفیل a در برگ گیاهان حاصل از این بذور شد. در هر دو سال آزمایش محلول­پاشی کود جلبک در شرایط عادی و فرسودگی موجب افزایش معنی­دار میزان کلروفیل a تا سطح معنی­دار شد. اعمال پیری تسریع­شده در بذور، به­ترتیب موجب افزایش ۱۳/۳۵، ۴۶/۱۲ و ۲۲/۲۲ درصدی کاروتنوئید، فلاونوئید و آنتوسیانین در برگ گیاهان حاصل از این بذور شد. اعمال پیری تسریع شده موجب کاهش ۸۶/۰، ۹۰/۰ و ۱۸/۳۳ درصدی روغن دانه، پروتئین دانه و عملکرد دانه شد. حداکثر درصد روغن و پروتئین دانه نیز به ترتیب ۷۴/۱۹ و ۳۱/۳۸ درصد بود که به تیمارهای محلول­پاشی و پیش­تیمار بذری تعلق داشت. استفاده از کود جلبک به­صورت پیش­تیمار بذری و محلول­پاشی برگی به­ترتیب موجب افزایش عملکرد دانه به میزان ۴۹/۳۶ و ۶۷/۲۱ درصد نسبت به شاهد شد. در نهایت می­توان پیش­تیمار بذور با کود جلبک دریایی را جهت بهبود اثرات فرسودگی بذر و افزایش عملکرد دانه در گیاه سویا پیشنهاد نمود.
وجیهه حیدری، محمدجواد احمدی لاهیجانی، جعفر نباتی، احمد نظامی،
جلد ۱۲، شماره ۵۶ - ( جلد ۱۲، شماره ۵۶، مهر و آبان ۱۴۰۲ )
چکیده

تنش شوری یکی از مهم‌ترین تنش‌های غیرزنده و کاهش‌دهنده عملکرد گیاهان زراعی در مناطق نیمه‌خشک و خشک است. به منظور بررسی اثر تنش شوری بر خصوصیات فیزیولوژیک و بیوشیمیایی ژنوتیپ‌های مختلف عدس، آزمایشی به‌صورت کرت‌های خرد­شده در قالب طرح بلوک‌های کاملاً تصادفی با سه تکرار در مزرعه تحقیقات شوری دانشگاه فردوسی مشهد در سال ۱۴۰۰-۱۳۹۹ اجرا شد. سطوح شوری ۵/۲، ۶ و ۹ دسی‌زیمنس بر متر در کرت‌های اصلی و شش ژنوتیپ عدس در کرت‌های فرعی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که با افزایش سطح تنش شوری محتوای کاروتنوئیدها، فنل، سدیم برگ و زیست‌توده کاهش یافت. بیشترین محتوای فنل برگ در شوری ۵/۲ دسی‌زیمنس بر متر و ژنوتیپ MLC۱۷۸ مشاهده شد و با افزایش شدت تنش به ۶ و ۹ دسی‌زیمنس بر متر به ترتیب ۲۸ و ۲۳۸ درصد از محتوای فنل برگ کاسته شد. ژنوتیپ MLC۱۱۸ دارای بیشترین فعالیت آنزیم کاتالاز در شرایط سطح ۵/۲ دسی‌زیمنس بر متر بود و با افزایش شدت تنش شوری به ۶ و ۹ دسی‌زیمنس بر متر، فعالیت آنزیم کاتالاز به ترتیب ۰۹/۱ و ۹۴/۱ برابر کاهش یافت. از سوی دیگر، بیشترین زیست‌توده در سطح ۵/۲ دسی‌زیمنس بر متر و در ژنوتیپ MLC۱۱۷ مشاهده شد که نسبت به سطوح بالاتر شوری، بیش از دو برابر زیست‌توده بیشتری تولید کرد. بیشترین محتوای پرولین برگ در ژنوتیپ MLC۲۶ در سطح تنش شوری ۹ دسی‌زیمنس بر متر مشاهده شد، درحالی‌که، با کاهش سطح تنش شوری به ۶ و ۵/۲ دسی‌زیمنس بر متر، محتوای پرولین برگ به ترتیب به میزان ۴ و ۴۶ درصد کاهش یافت. به‌طور‌کلی، ژنوتیپ‌های MLC۱۱۷ و MLC۱۲ در شرایط تنش شوری در بیشتر صفات برتری داشتند.
محمد حیدریان، حمیدرضا توحیدی مقدم، فرشاد قوشچی، پورنگ کسرائی، محمد نصری،
جلد ۱۳، شماره ۶۰ - ( جلد ۱۳، شماره ۶۰، خرداد و تیر ۱۴۰۳ )
چکیده

به منظور ارزیابی تأثیر کاربرد محلول­پاشی عنصر بور و محلول­پاشی اسید جاسمونیک در شرایط مختلف آبیاری روی صفات ذرت، آزمایشی به صورت کرت­های یکبار خرد­شده در قالب طرح پایه بلوک­های کاملاً تصادفی در سه تکرار در تابستان سال زراعی ١٤٠٠ در شهر ورامین اجرا شد. در این آزمایش آبیاری به عنوان عامل اصلی در چهار سطح آزمایش: آبیاری کامل، توقف آبیاری در مرحله هشت برگی، توقف آبیاری در مرحله ظهور بلال و توقف آبیاری در مراحل هشت برگی و ظهور بلال و عامل فرعی محلول­پاشی عنصر بور در سه سطح شامل: محلول­پاشی با آب خالص، محلول­پاشی با غلظت نیم درصد عنصر بور و محلول­پاشی با غلظت ۱ % عنصر بور و محلول­پاشی اسید جاسمونیک در سه سطح شامل: محلول­پاشی با آب خالص، محلول­پاشی با غلظت ۵۰ میکرو مولار اسید جاسمونیک و محلول­پاشی با غلظت ۱۰۰ میکرومولار اسید جاسمونیک در کرت­های فرعی در نظر گرفته شد. نتایج نشان داد که توقف آبیاری در مراحل مختلف رشد سبب کاهش کلیه صفات مورد آزمایش شدند. همچنین نتایج نشان که محلول‌پاشی یک درصدی عنصر بور سبب افزایش عملکرد دانه (۵/۵%)، وزن هزار دانه (۹/۲%)، عملکرد زیستی (۸/%۲)، محتوای کاروتنوئید (۲/۱۱%) و کاهش ۴/۴% مالون دی­آلدئید برگ شد. از طرفی کاربرد ۱۰۰ میکرومولار اسید جاسمونیک سبب افزایش محتوی کلروفیل برگ (۶۹/۲%)، محتوی کارتنوئید برگ (۹۴/۲%)، وزن هزار دانه (۲۹/۱%)، عملکرد دانه (۶۷/۲%) و عملکرد زیستی (۹۵/۲%) شد. بنابراین، محلول­پاشی عنصر بور توانست تا حدودی خسارت ناشی از محدودیت آبی راجبران نماید. همچنین کاربرد اسید جاسمونیک نیز با افزایش میزان آنزیم سوپر­اکسید دیسموتاز تا حدودی خسارت ناشی از تنش­های اکسیداتیو را کاهش داد.
طیبه حیدری، زهرا پاک کیش، سهیلا محمدرضاخانی،
جلد ۱۳، شماره ۶۳ - ( جلد ۱۳، شماره ۶۳، آذر و دی ۱۴۰۳ )
چکیده

یکی از راه‏های اصولی جهت افزایش عمر انبارمانی میوه‏ها، استفاده از تیمارهایی است که بتوانند خصوصیات کیفی و بازارپسندی را افزایش دهند. در این تحقیق استفاده از ترکیباتی از جمله پرولین و گابا به دلیل داشتن خاصیت آنتی‏اکسیدانی به منظور محافظت از غشاهای سلولی، حفظ کیفیت و افزایش ماندگاری در طی دوره پس از برداشت در میوه‏های لیموشیرین صورت گرفته است. تیمارها شامل، غلظت‌های گابا ۱۰۰ و ۲۰۰ میکرومول بر لیتر، پرولین ۲۵۰ و ۵۰۰ میکرومول بر لیتر و آب­مقطر (شاهد) بودند. سپس میوه­ها مورد نظر به مدت پنج دقیقه با روش غوطه‌ور­کردن، در محلول­های مورد نظر تیمار شدند. بعد از خشک­شدن کامل میوه‌ها،آنها در بسته‏های ۵ تایی قرار داده و به سردخانه منتقل و در دمای ۱۲ درجه سانتی‌گراد، به مدت چهار ماه نگهداری شدند و به فاصله هر ۳۰ روز یکبار، تعدادی از میوه‌ها را از سردخانه خارج نموده و صفاتی نظیر درصد آسیب­دیدگی میوه، اسیدهای آلی، میزان مواد جامد محلول، فعالیت آنزیم‏های پرکسیداز و کاتالاز، پروکسید هیدروژن، پراکسیداسیون لیپیدها و نشت یونی بررسی شدند. نتایج نشان دادند که میزان آسیب‏دیدگی، نشت یونی، پراکسید هیدروژن و پراکسیداسیون لیپیدها در میوه‏های تیمار­شده با گابا ۲۰۰ میکرومول و پرولین ۲۵۰ میکرومول نسبت به شاهد کاهش یافته است. تیمار میوه‏های لیمو شیرین با گابا ۲۰۰ میکرومول و پرولین ۲۵۰ میکرومول منجر به افزایش در میزان مواد جامد محلول، اسیدهای آلی و همچنین فعالیت آنزیم‏های پراکسیداز و کاتالاز گردیده است. بنابراین، کاربرد گابا و پرولین می­تواند جهت افزایش عمر انبارمانی میوه در سطح تجاری توصیه گردد.

صفحه ۱ از ۱     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به فرآیند و کارکرد گیاهی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2025 CC BY-NC 4.0 | Journal of Plant Process and Function

Designed & Developed by : Yektaweb